آخرین اخبار

تحقیقی بر زیبائی هنر

مهرافشا

آوای ایرانیان

رالیسم

رالیسم که گاهی آنرا ناترالیسم نیز می نامند مدعی است که موضوع و هدف هنر باید تقلید از طبیعت باشد. در تمام کشورها هنرهائی موجود بوده که می توان آنها را به رئالیست موصوف کرد. ولی تجلیات کامل و روشن آن خیلی تازه است. میتوان در این باب مخصوصاً نظریه «امیل زولا» را ذکر کرد. بعقیده او هنر هم مانند علم باید تجربی باشد و به نشان دادن طبیعت اکتفا نماید. اگر طبیعت را تقلید ننماید نمی تواند دوام پیدا کرده و تکامل و پیشرفت نماید. حتی معماری یونانی تنه درخت بریده شده، معماری گوتیک همه درخت را با تنه و شاخه ها و برگ های آن این است که کاتدرالها همیشه تأثیر یک جنگل را در تماشا کنندگان می بخشد. معماری معبدهای بزرگ هند جنوبی نباتات انبوه و بالاخره معماری اسلام درخت خرما را با دسته برگ های آن بخاطر آورد.

غالباً اظهار داشته اند که موسیقی طبیعی ممکن نیست. با وجود این واگنر پیش از ساختن آواز مرغان خود در زیکفرید، صداهای آنها را گوش داده است. ریمسکی کورسا کف می گوید که یکی از موتیفهای آهنگ او موسوم به سینگورچکا تجدید و تقلید کامل صدای قناره ایست که مدتها در خانه او بوده است مخصوصاً دبزی می نویسد: موزیسین ها غالباً افکار خود را در خود جستجو می نمایند در صورتی که باید در اطراف و خارج از خود جستجو کنند. مخصوصاً نویسندگان مواد لازم آثار خود شانرا از تماشای طبیعت و عالم انسانیت بدست می آروند مادامیکه مشاهده و تماشای طبیعت را آشنا هستند آثار آن ها بزرگ است ولی همینکه به تکرار می پردازند رو بانحطاط می روند «مولیر» تارتوف را در متن متعصبین خشک و دروغی زمان خود شناخته و همچنین ویکتورهوگو «ژان والژان» و «مونسنیور میریل» تیره بختان را از خود اختراع نکرده است. بالاخره رئالیسم مدعی است که هنرمند با نشان دادن زشتیهای جهان و عیوب عالم انسانیت را ایده آلیسم بی خود آنرا کنارمی گذارد، می تواند آثار گرانبهائی بوجود آورد.

با وجود این رئالیسم افراطی مورد انتقادات متعدد واقع شده است.

اگر هنر به نشان دادن صورت صحیح و کامل و با وفای واقعیت قناعت نماید، بی مصرف و بیهوده خواهد بود با در نظر گرفتن اینکه هنر هیچوقت نمی توانند بقدرت طبیعت برسد.

غرش رعدی که هنگام یک طوفان واقعی شنیده می شود به مراتب شدیدتر و قوی تر از نعره هائی است که در آهنگ پاستورال می شنویم. هلم هولتز معتقد است که نقاشی باید از تقلید و ایجاد کامل و صحیح اشعه و الوان طبیعت صرفنظر نماید.

اگر هنر تولید و تجدید دقیق و با وفای طبیعت را هدف خود قرار دهد، همیشه از آن عقب تر خواهد بود مطابقت دقیق و کامل طبیعت ممکن نیست مگر با بکار بردن وسائل صنعتی که مخصوصاً در هنرهای زیبا ممنوع شده است. آثاری که بوسائل مزبور بدست آمده باشد بالاجماع کم ارزش تر از اثار هنری است. چنانکه جنبه هنری «آرتستیک» یک تابلو نقاشی و یا یک آهنگ موسیقی یا یک درام بیشتر از یک عکس یا فونو گراف یک صحنه واقعی، و یا صورت یک محاکمه است. یک عکس و یا یک پرده سینما جنبه هنری ندارد مگر اینکه شخصیت کارگردان وعکاس را نشان بدهند.

اری هیچ هنری نمی تواند و نمی خواهد مطابقت بی کم و کاست طبیعت باشد. هر هنری بعضی صفات اساسی واقعیت را حذف می کند مثلاً پیکرتراشی غالباً لوان و همیشه حرکت را که صفت اساسی حیات است کنارمی گذارد. همچنین است نقاشی نه معماری بخطوط موجود در عالم واقع اکتفا می کند و نه موسیقی به صداهای طبیعت.

هر هنرمند آنچه را که می خواهد نشان بدهد انتخاب می کند وطبیعت را تعبیر می نماید. ده نفر نقاش که می خواهند منظره دهکده را بروی تابلو بیاورند یک منظره را انتخاب نخواهند کرد واگر تصادفاً منظره ی واحدی انتخاب نمایند باز ده تابلو مختلف از دستشان بیرون خواهد آمد. نمونه و مدل خارجی در واقع مدل باطنی و روحی است.

لئونارد دوینچی می گوید: « هر نقاشی چیز روحی و نفسانی است» اژن دلاکر واعلیه آنهائیکه می خواهند رئالیسم مطلق رادر نقاشی بکار برند این چنین اعتراض می کند : « مطابقت مطلق و بی کم و زیاد سرد و خشک، هنر شمرده نمیشود. نقاش نباید طبیعت را همانطوری که از کتابی رونوشت بر می دارند کوپی نماید، بلکه باید تنها به مراجعه به طبیعت اکتفا نماید همانطوریکه به کتاب فرهنگ مراجعه می نمایند. تا از بعضی اشتباهات مصون بمانند. بتهون در سمفنونی پاستورال بیشتر از تمام آثار دیگر خود از طبیعت وصداهای طبیعی ملهم گردیده است چنانکه خودش نیز یادآوری می کند که در آن «تعبیر و بیان حال عواطف، بیشتر از نقاشی» موجود است.

نویسنده هم مانند هنرمندان دیگر، اکتفا نمی نماید باینکه چیزهائی را که دیده و شنیده و یا احساس کرده است برشته تحریر بیاورد. حتی بزرگترین آثار امیل زولا هم نقاشی بی کم و زیاد طبیعت و صداهای طبیعی ملهم گردیده است چنانکه خودش نیز یادآوری می کند که در آن «تعبیر وبیان حال عواطف، بیشتر از نقاشی» موجود است.

نویسنده هم مانند هنرمندان دیگر، اکتفا نمی نماید باینکه چیزهائی را که دیده و شنیده و یا احساس کرده است برشته تحریر بیاورد. حتی بزرگترین آثار امیل زولا هم نقاشی بی کم و زیاد طبیعت و زندگی نیست. بعلاوه نویسنده ی مذکور در این فرمول مشهور خود که می گوید: « هنر عبارت از طبیعت است که از خلال و مزاج و روحیه شخص دیده می شود» از رئالیسم مطلق اعراض نموده است.

 

نگارنده: دکتر جهاندار مهرافشا

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “تحقیقی بر زیبائی هنر”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.