آخرین خبر

گزارش | اوج گمانه زنی‌ها برای انتخاب نماینده سینمای ایران برای اسکار؛

گزارش | اوج گمانه زنی‌ها برای انتخاب نماینده سینمای ایران برای اسکار؛

از شانس بالای «خورشید» با درخشش در ونیز تا شانس «شنای پروانه» و «روز صفر»

پیش بینی می‌شود نماینده اسکار از میان این سه فیلم انتخاب شوند هر چند تجریه سالهای اخیر سینمای ایران نشان داده هیات انتخاب خانه سینما در انتخاب های عجیب و غریب و دور از انتظار تبحر خاصی دارد

گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو: حرف و حدیث سینمای ایران هر ساله در دو مقطع زمانی نزدیک به هم به اوج خود میرسد، یکی در ایام بهمن ماه و همزمان با جشنواره فیلم فجر و دوم هم اوایل پاییز به بهانه انتخاب نماینده سینمای ایران برای جایزه جهانی اسکار.

اما از آنجا که در اغلب موارد سینمای ایران از شانس زیادی برای دریافت جایزه اسکار را ندارد حضور نماینده سینمای ایران در این رویداد مهم سینمای جهان می تواند بازار جهانی مناسبی برای سینمای ایران به حساب آید البته به شرطی که نماینده سینمای ایران در اسکار با انتخاب هوشمندانه ای از سوی مسئولان مرتبط مواجه شود.

از سوی دیگر بحث انتخاب نماینده سینمای ایران برای اسکار همواره محل اختلاف اهالی سینما بوده است بطوری که هر تصمیمی صدای اعتراض برخی را بلند می کند و این روزها که هیات انتخاب نماینده سینمای ایران در اسکار مشغول رایزنی و جمع بندی ها هستند، حرف و حدیث زیادی از گوشه و کنار این جلسات شنیده میشود .اما آنچه که تا این لحظه مسلم است مسئولان تصمیم گیرنده هیچ عجله ای برای انتخاب و معرفی نماینده سینمای ایران ندارند زیرا بر اساس قوانین امسال مراسم اسکار، کشورها حداکثر تا تاریخ ۱۱ آذرماه فرصت دارند فیلم منتخب خود را به آکادمی اسکار معرفی کنند. همچنین فیلم‌هایی که از اول اکتبر ۲۰۱۹ تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۰ اکران شوند، می‌توانند نماینده کشورشان در اسکار باشند. امسال فیلم‌های اکران آنلاین که زمان اکران سینمایی‌شان معلوم بوده اما به علت کرونا موفق به اکران نشدند هم می‌توانند برای اسکار معرفی شوند.

همین چند روز پیش بود که رائد فریدزاده، معاون امور بین‌الملل بنیاد سینمایی فارابی در خصوص آخین وضعیت انتخاب نماینده سینمای ایران برای اسکار گفته بود: کارهای مقدماتی برای تشکیل کمیته انتخاب را انجام داده‌ایم چون معمولا اعضا از سوی خانه سینما معرفی می‌شوند و کمیته متشکل از اعضای خانه سینماست که البته باید از عوامل فیلم‌های مورد بررسی نباشند. با توجه به اینکه هنوز فرصت زیادی برای اعلام این نماینده داریم، فعلا نامه‌نگاری را آغاز کرده‌ایم و هنوز چیزی قطعی نیست؛ به این صورت که از معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان صینمایی برای معرفی فیلم‌ها و از خانه سینما برای معرفی اعضا، نامه‌نگاری شده است.

اما طی روزهای اخیر اسامی مختلفی از سوی اهالی سینما و مخاطبان برای انتخاب نماینده سینمای ایران برای اسکار مطرح میشود که در این میان سه فیلم از شانس بیشتری برخوردار هستند که پیش بینی می‌شود نماینده اسکار از میان این سه فیلم انتخاب شوند هر چند تجریه سالهای اخیر سینمای ایران نشان داده هیات انتخاب خانه سینما در انتخاب های عجیب و غریب و دور از انتظار تبحر خاصی دارد و شاید هیچ کدام از این سه اثر را برای اسکار انتخاب نکند همانطور که طی چند روز اخیر شایعاتی مبنی بر فیلم «جنایت بی دفت» شهرام مکری برای اسکار مطرح شد که با وکنش منفی اهالی سینما مواجه شد اما به همین  بهانه در ادامه به سه اثری که بیشتری شانس را برای انتخاب شدن برای اسکار را دارند نگاهی کوتاه شده است.

 

شنای پروانه

بازنمایی فضای تبه‌کاری امروز ایران به خصوص تهران و حاشیه‌های آن در سینما موجب خلق نمونه‌های درخشانی در سال‌های اخیر شده است. این آثار نه تنها در فضای جشنواره‌ای مورد توجه واقع شده‌اند که در گیشه نیز موفقیتی نسبی را تجربه کرده‌اند. «متری شیش‌ونیم» به کارگردانی سعید روستایی و «مغز‌های کوچک زنگ‌زده»، ساخته هومن سیدی آثاری بودند که داستان پرکشش آن‌ها به طورکامل در این فضا می‌گذرد. نمایش جلوه‌های مرعوب‌کننده از اعتیاد، مواد مخدر، قتل، فقر، خشونت عریان، نزاع خیابانی و… شخصیت‌های بزن بهادر و نسخه‌های دهه نودی لات‌های حاشیه تهران و باند‌های تبهکار وجه مشترک آن‌هاست و حالا باید «شنای پروانه»، ساخته محمد کارت را در کنار و هم‌رده آن‌ها قرار داد و تحلیل کرد.
محمد کارت در اولین تجربه سینمایی بلند خود به سراغ فضایی رفته که از آن شناخت زیادی دارد و دو اثر مستند خود را در همین بستر تولید کرده است. او هنرمندانه از فانتزی‌ها و کلیشه‌های رایج مربوط به داداشی‌ها، بچه محل‌ها و خلاف‌های رایج آن‌ها می‌گذرد تا به لایه‌های پسین زندگی آن‌ها و بیان تازه‌ای مفهوم مجازات برسد.

شنای پروانه از لحظه اول ضرباهنگ تندی دارد و این ضربان را تا انتها حفظ می‌کند. فیلم بسیار سریع ضربه آغازین را وارد می‌کند، یک ماجرای ناموسی برای هاشم، گنده لات محل رخ داده‌است که بلافاصله به یک قتل خشن منتهی می‌شود. او انتشار فیلمی که مخفیانه از همسرش «پروانه» در استخر گرفته شده را تاب نمی‌آورد و دست به قتل او می‌زند. حجت برادر کوچک هاشم برای انجام وظیفه برادری و به خواست خانواده به دنبال پاسخ یک سوال است. چه کسی پشت این ماجر قرار دارد؟

این تکاپو حجت را از مردی سربه‌زیر که یک صافکار ساده است تبدیل به یک مفتش بی رحم می‌کند. همراهی مخاطب با حجت برای کشف این راز مخاطب را به دل پنهان‌ترین جلوه‌های شرارت و جرم می‌برد. از پاتوق کارتن‌خواب‌های معتاد تا قمارخانه، از کارگاه ساخت مشروبات الکلی قلابی تا محفل توزیع‌کنندگان شیشه و… فیلم هر چه پیش می‌رود عمق فساد جاری در حاشیه جامعه را بیشتر نشان می‌دهد. فیلمساز در این مسیر اغراق نمی‌کند و تعادل را حفظ می‌کند. بازی شخصیت‌های فرعی مثل علی شادمان، پانته‌آ بهرام، طناز طباطبایی و نیره فراهانی در تک سکانس‌ها و حضور کوتاه‌شان تاثیرگذار و به‌یادماندنی است. باید به این نقش‌آفرینی‌ها، بازی بسیار متفاوت امیرآقایی در نقش هاشم را هم اضافه کرد. فیلم سکانس‌های دیدنی کم ندارد. صحنه شکار آدم فروش‌های فراری با تفنگ بیهوش کننده در عین داشتن نمک کافی ازش چند بار دیدن را دارد.
از جایی به بعد بحث ناموس و غیرت کنار می‌رود و واقعیت حاکم بر روابط دار و دسته‌های خلافکار و خرده ارزش‌های حاکم بر آن‌ها خود را نشان می‌دهد. واقعیتی بی رحم که بر پایه ترس بنا شده‌است. واقعیتی تلخ که در آن برادر به برادر رحم نمی‌کند و نزدیکترین افراد، مخوف‌ترین نقشه‌ها را برای کنار رفتن یکدیگر می‌کشند تا ریشه همدیگر را بزنند. واقعیتی که پول را با بی‌حیثیتی گره می‌زند.

با هر رویداد، روند تغییر شخصیت حجت پررنگ‌تر می‌شود تا جایی که دو مفهوم انتقام و مجازات در گره‌گشایی پایانی قصه به یکدیگر می‌رسند. حالا حجت است که سرنوشت را تعیین می‌کند. اوست که در اوج استیصال تصمیم می‌گیرد چه شود. حجت در نقطه عطف انتهایی فیلم، از خطا‌های بزرگ آدم‌های کوچک می‌گذرد و دو مجرم اصلی را برای مجازات به دست مجری قانون می‌سپارد. او وقتی از همه چیز مطمئن می‌شود، خودش را کنار می‌کشد تا شاید دنیا جای بهتری برای زندگی او و خانواده زخم‌خورده‌اش باشد. زخم‌هایی که شاید به خیال «پروانه» در ابتدای فیلم، تنها با رفتن از «محله» التیامی برای آن پیدا شود، اما هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

روز صفر
سینمای ایران خوشبختانه به سبب جسارت برخی فیلمسازان خاص و البته کاربلد که تعددشان هم خیلی نیست، توانسته در همین سال‌های اخیر فیلم‌هایی بسازد که از قضا حسابی جاندار هستند. این‌ها روی موضوعاتی مانور داده‌اند و همچنان هم می‌دهند که هم به درد این مخاطب سینما می‌خورد و هم باری از دوش سوژه‌های ملی و میهنی برمی‌دارد.

مصداق عینی‌اش نیز فیلم سعید ملکان است یعنی «روز صفر»؛ فیلمی که حاصل تجربه چندین ساله سعید ملکان در پشت دوربین این سینماست که نمونه‌های جدی‌اش را در همکاری با بهرام توکلی نیز به خورد مخاطب داده است. امسال هم با همین فیلم «روز صفر» در مقام کارگردان، قدمی بزرگ در تصویرسازی و بازنمایی موضوعات خاص برداشته است.
«روز صفر» به ماجرای عبدالمالک ریگی می‌پردازد؛ البته تنها گوشه‌ای از اقدامات تروریستی او در منطقه سیستان و علیه کشورمان است که نهایتا هم مروری دارد موجز، از دستگیری او که در همین خلاصه‌گویی، اما سنگ تمام می‌گذارد.
قرار نیست هیچ فیلمی منتهی به نقطه ضعف نشود؛ همچنان که مثلا به سکانس‌های ضبط شده فیلم ملکان در لوکیشن‌های خارجی در برلین هم می‌توان انتقاد کرد، از این بابت که ترکیبی از سکانس‍هایی هستند با رنگ و لعاب خارجی، اما با قاب‌بندی کاملا ایرانی. این قسمت از ماجرا واقعا به فرم این فیلم باکیفیت نمی‌خورد.
با این حال جسارت فیلمساز در طراحی قصه و صحنه‌پردازی پلان‌های فیلمش به خوبی دیده می‌شود. «روز صفر» با هر نقدی باز هم جذابیت دارد و بیننده را درگیر می‌کند و چه بهتر از این برای سینمای ایران. حتی سوژه فیلم از آن دست موضوعاتی است که عمده فیلمسازان ما در بیان و روایتش الکن می‌مانند و ماجرا را عقیم می‌گذارند؛ مگر اینکه بتوانند دست به روایتگی قصه‌ای بزنند که همه جوره به ماجرا ابراز ارادت کند.
«روز صفر» فیلمی پر از پلان است با صحنه‌های باکشش و پرتعلیق؛ پس خوب نوشته شده و در عین حال یک کارگردانی فکر شده را پشت آن می‌توان دید؛ کافی است نگاهی دوباره به قاب‌بندی او از بازارچه محلی پاکستان بیندازید. بازی‌های خوبی از بازیگرانش گرفته که این را هم در مورد امیر جدیدی و نیز ساعد سهیلی که دو کارکتر اصلی فیلم هستند به عینه می‌توان تایید کرد.
به هرحال همین که برخی فیلمسازان کاربلد و با تجربه حاضرند بجای ساخت یک مشت فیلم بی‌خاصیت، دم از قصه‌پردازی درست از سوژه‌هایی حساس بزنند و این جسارت را در روایت درست دخیل کنند تا شاهد اثری قابل قبول از حافظه تاریخی این کشور باشند، جای تامل دارد. خاصه اگر فیلمی همچون «روز صفر» باشد که سعی دارد این را به دور از هر شعار و اتفاقا ورود جدی به ادوات سینمایی بزند بسی هیجان‌انگیزتر هم خوهد بود.
فیلم سعید ملکان با همه ریزه کاری‌های غلطی که ممکن است در تجهیزات سینمایی آن دیده شود، اما فیلمی است که حساسیت‌های سینمایی را برطرف کرده و خروجی‌اش نیز یک بازنمایی معقول از شرارت‌های عبدالمالک ریگی است. تا همین جا هم باید به تیم تولید این فیلم احترام گذاشت که در خروجی، محصولی را تقدیم مخاطب این سینما می‌کند که لااقل قصه‌ای واقعی دارد و قصه را نیز به دور از تملق، تصویرسازی می‌کند. خصوصا اینکه فیلم خود سینماست.

 

«خورشید»

اما به جرات باید گفت، «خورشید» مجید مجیدی یکی از محتمل ترین گزینه برای انتخاب در اسکار به حساب می آید و این فیلم که با تازگی با درخشش در جشنواره فیلم ونیز روبرو شده است، توانسته به یک وجه بین المللی دست یابد و از این نظر به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مهم ترین و مناسبترین گزینه برای اسکار محسوب میشود.

 

«خورشید» مجید مجیدی از جنس سینمای دیگر است. در واقع برخلاف سینمای اجتماعی که «فرهادی» و «روستایی» نشان می‌دهند مجیدی اصل جنس و حقیقت ناب را مقابل تماشاگر به نمایش می‌گذارد. فرق سینمای مجیدی با مابقی فیلمسازان اجتماعی در این است که کسی نمی‌تواند فیلم‌های مجیدی را کپی کند و شبیه او فیلمی بسازد.

دکوپاژ، فضاسازی و از همه مهمتر اتمسفری که در فیلم‌های مجید مجیدی است را در هیچ‌کدام از آثار دیگر فیلمسازان اجتماعی ما نمی‌توان پیدا کرد. نگاه درست، انسانی و برگرفته از یک جامعه‌شناسی و جهان‌شمولی کلان باعث می‌شود برخلاف خیلی از فیلمسازان که دنبال این می‌گردند که اگر جایی چراغی روشن است و نوری و سفیدی هست آن را به چالش بکشاند و خاموش کند، مجیدی از دل تاریکی‌ها و در عمق یک تونل تاریک که جز سیاهی و خاک چیزی در آن نیست به دنبال نور و منبع آن یعنی «خورشید» بگردد.

مجید مجیدی استاد صحنه‌ها و سکانس‌های زیبا و به اصطلاح کارت پستالی در سینمای ایران است. بخشی از ماندگارترین لحظات سینمای ایران مرهون همین صحنه‌های زیباست. نمای معروف حوض ماهی‌ها در «بچه‌ها آسمان»، تکان خوردن دست محمد در لب دریا در فیلم «رنگ خدا»، ریختن ماهی‌ها در جوی آب در «آواز گنجشگ‌ها». اوج این تصاویر و صحنه‌های زیبا را هم می‌توان در فیلم «محمد» (ص) دید. ولی مجیدی در «خورشید» همه این تصاویر را کنار گذاشته تا به حقیقت و خودشناسی شخصیت‌ها و انسان برسد. در واقع «خورشید» فیلم خودشناسی و انسان‌شناسی است. بچه‌هایی که در پی رسیدن به گنجی هستند در حالی‌که گنج اصلی در وجود و نهان خود آن‌ها نهفته است.

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “گزارش | اوج گمانه زنی‌ها برای انتخاب نماینده سینمای ایران برای اسکار؛”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ویدئو

مشترک خبرنامه شوید

برای دریافت آخرین مطالب سایت در ایمیل خود عضو خبرنامه شوید